تبليغاتX
رویای سبز

رویای سبز

سالروز زادنم.....

سالها می گذرد...از آن صبح زیبایی که دخترکی کوچک و گریان پا به این جهان پر از راز و رمز نهاد.

دخترکی کوچک و متفاوت که گاه به خاطر تفاوتهایش مورد شماتت قرار می گرفت و گاه مورد تحسین.

و او امروز زنی است با اندیشه های متفاوت ٬اندیشه هایی که باز هم گاه برای آنها مورد شماتت قرار می گیرد و گاه تحسین می شود.

بار الها٬ از تو هزاران مرتبه سپاسگزارم برای زیستنم و برای بودنم.از تو سپاسگزارم که شوق زندگی را در وجودم نهادی و لذت زندگی کردن را به من چشاندی.

معبودا٬ برای راه هایی که در پیش رویم نهادی از تو سپاسگزارم.راههایی که گاه مرا با عصیان و گاه با عرفان و عبودیت به سرچشمه راز هستی نزدیک می کنند.

خداوندا پا در راهی نهاده ام برای خود شناسی بیشتر که تو خود گفته ای خودشناسی آغاز شناخت و رسیدن به توست.

اکنون در آغاز صبحی دیگر از سالروز زادنم و بودنم در این جهان٬از تو کمک می خواهم که در این راه نه شماتت ها نا امیدم کنند و نه تحسین ها مغرورم.

الهی مباد که دانشم رهزنم گردد....

پ.ن:پیشاپیش فرارسیدن نوروز ۸۹ را به تمامی خوانندگان همیشه همراه وبلاگ رویای سبز تبریک عرض می کنم امیدوارم سالی خوب و پر از شادی داشته باشید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388ساعت 9:21  توسط ماریا  | 

"8مارس روز جهانی زن مبارک باد"

لینک این مطلب در سایت شبکه ایران زنان

روز جهاني زن روز انديشيدن به حقوق زنان است ،حقوقي طبيعي كه به خاطر دنياي مرد سالار و حاكميت مردان از زن سلب شده است.

زن و مرد هر دو انسانندو هر دو كالبدي مشابه دارند و جز تفاوتهاي جنسي تفاوت ديگري بين اين دو موجود آفريده خداوند وجود ندارد،اما چرا با وجود تفاوت اندك بين دو نوع بشر زنان به شدت از حقوق طبيعي و انساني خود محروم شده اند؟؟آيا مردان به خاطر قدرت جسماني بيشتر حق بهره كشي جسماني و رواني از زنان را دارند؟؟

در دنياي مرد سالار زنان به حدي كنار زده شده اند كه با وجود به دوش كشيدن مسئوليتهاي فرزند پروري كه از همان زمان انعقاد نطفه آغاز مي شود و تا بزرگسالي و حتي بعد از ازدواج فرزندان هم ادامه دارد،در نام و نشان كودكشان كوچكترين نقشي ندارندو قانون مردانه فرزند را كاملا به پدر منتسب مي كند.

حتي بعد از ازدواج هويت زن را از او گرفته و او را مانند شي اي كه به مالكيت مرد در آمده به نام او مي خوانند.

در دنياي مردانه زنان دوش به دوش مردان كار مي كنند اما فقط و فقط به خاطر زن بودنشان حقوقي نا برابر دريافت مي كنند.

در قوانيني كه نوشته شده زنان در درجه آخر اهميت قرار داده شده اند و همه چيز به سود دنياي مردانه نوشته شده است در حالي كه نيمي از جمعيت دنيا را زنان تشكيل مي دهند.

در دنياي مرد سالار امروز زنان به كارگراني بي مزد تبديل شده اند كه با كار سخت و توانفرسايشان فراهم آوردن وسايل آرامش مردان و پرورش فرزندان را بر دوش مي كشند و در مقابل كار سختشان جز تحقير بهره اي ندارند.

روز جهاني زن تنها مختص زنان نيست!روز جهاني زن روز فكر كردن به حقوقي است كه زن از آن محروم شده و قوانيني كه آزادي زن را سلب و او را به اسارت كشيده اند.

روز جهاني زن روز پدراني است كه نمي خواهند دخترانشان در دنياي تبعيضها و ظلمها رشد كنند.

روز جهاني زن روز برادراني است كه نمي خواهند خواهرانشان را به خاطر تبعيضهاي جنسيتي در اسارت ببينند.

روز جهاني زن روز تمام آزاد مردان و آزاد زناني است كه به آزادي مي انديشند.

روز جهاني زن روز انديشيدن به چراهاست،چراهاي بدون پاسخي كه دنياي مردانه از جواب دادن به آنها طفره رفته است.

كاش روزي برسد كه نگاه به زن يك نگاه انساني باشد نه يك نگاه جنسيتي و زنان حقوق طبيعي را كه از آن محروم مانده اند به دست بياورند.
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اسفند 1388ساعت 7:36  توسط ماریا  | 

"خواستگاری,مانعی قدیمی"

جامعه ما يك جامعه سنتي است به اين معنا كه به رغم پيشرفتهاي علمي و ذهني،خيلي از سنت ها و رسوم گذشته هنوز جاي خود را در بين مردم از دست نداده اند.بعضي از اين رسوم سنتي و قديمي مشكل چنداني را ايجاد نمي كنند،اما بعضي ديگر از اين رسوم ضربات غير قابل جبران رواني بر پيكره جامعه وارد مي كنند.

يكي از اين رسومي كه تقريبا بدون تغيير باقي مانده است،سنت خواستگاري و شيوه خاص آن است،هنوز هم مثل قديم دخترها اجازه انتخاب زيادي ندارند و بايد منتظر بمانند تا شاهزاده رو ياها سوار بر اسبي سفيد از راه برسد غافل از اينكه اين روزها ديگر دوره اسب سوارها گذشته!!

اين شیوه در جامعه قديمي زياد توليد اشكال نمي كرده اما براي دخترهاي تحصيلكرده و جامعه ديده امروز به يك معضل رواني تبديل شده است.

دختر خانمي كه مجبور است از بين يك،دو يا چند خواستگار معين يكي را انتخاب كند،ديگر توان بررسي و هماهنگ كردن خواسته هاي خود با مرد آينده اش را ندارد او مجبور است كسي را انتخاب كند كه از ديگران بهتر است نه شخصي را كه براي زندگي با او مناسب تر است!!

و اين يعني زندگي در زير يك سقف با تشنج و در گيري و عدم تفاهم و كودكاني كه در اين محيط پرورش مي يابند و باز تكرار اين چرخه....

البته اين سنت قديمي تنها دغدغه آفرين فكر دخترها نيست اين موضوع خانواده دختران خصوصا مادران آنها را نيز درگير مي كند،مادراني كه آرزوي بهترينها را براي فرزند خود دارند و در عين حال ترس از اينكه ديگر انتخابي براي دلبندشان وجود نداشته باشد باعث فشار آوردن آنها براي انتخابي خاص مي شود و اين خود باعث درگيريهاي زيادي در كانون خانواده مي شود.

به راستي چرا دختران ما حق انتخاب شايسته را ندارند؟

چرادغدغه فكري دختر باهوش و تحصيلكرده ايراني به جاي سازندگي و پيشرفت بايد متمركز بر مسئله اي باشد كه در جوامع پيشرفته ٬ديگر مسئله نيست؟

چرا هنوز مي گوييم دختران تحصيلكرده سختگيرترند و نمي گوييم آنها فهميده ترند و نتايج اشتباه خود را بهتر درك مي كنند؟

چرا در جامعه اي كه تفاوتهاي عميق بين زن و مرد كمرنگ تر شده و هردو در كنار هم در ساختن جامعه شريكند در حق انتخاب همسر مساوي نيستند؟

چگونه بايد اين زنجير سنگين را از پاي نسلهاي آينده و نسل جوان امروز برداريم؟

كاش بيشتر فكر كنيم و با برداشتن مانع هاي قديمي و پوسيده از سر راه فرزندانمان بگذاريم آنها فكر خود را بر مانع هاي اساسي علمي و ذهني امروز متمركز نمايند و به جلو بروند،نه اينكه برگردند و از موانع قديمي ما عبور كنند.....
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 8:39  توسط ماریا  |